از آن پرنده خسته..هنوز خسته ترم من..خدا کند تو بیایی..خدا کند تو بخوانی..نغمه ای از نغمه های دلتنگی
شاید برای خداحافظی خیلی دیره ولی اگه دیگه نیومدم بدونین که دیگه تو این دنیا نیستم هدفم خودکشی نبود و نیست فقط میخوام تو وجودم علاقه به اونو بکشم شاید این وسط خودمم قربونی بشم ولی فکر میکنم ارزش داره ........... این مدت غیبت طولانیم با هم خیلی صمیمی شدیم با هم دعوا کردیم و مقصر ۱۰۰ در ۱۰۰ اون بود کلی منت کشید و اشتی کردیم من رفتم چین بعد از ۲۰ روز برگشتم دوباره دعوا کردیم و باز مقصر اون بود عموم فوت کرد عمویی که پسر دکترش ۴ سال پیش تو ۳۰ سالگی تو تصادف فوت کرده بود همه خانواده عزا دار شد بعد از ۲ هفته برگشت و ازم ۵ ملیون پول خواست شک کردم داشتم و ندادم باهام صمیمی شد گفتم بهت شک دارم و گفت میدونم امتحان ارشدداشتم ۲ شب اس ام اس زد که واسم نماز شب خونده و فقط واسه این گفته که بدونم اونم ادمه و دل داره امتحان دادم نه خیلی خوب نه خیلی بد ترافیک کاری شدیدی داشتم همه مراحل یه قرارداد مهم اماده بود قراردادی که زندگیم رو عوض میکرد امشب ۱۲ شب تک زنگ زدم و باز رفت رو ویتینگ باز خودم رو باختم................. بیشتر از همه دلم واسه کسایی میسوزه که با من تو این قرارداد بودن ممکنه تو نیمه راه تنها بمونن این وبلاگ اگه امشب که واسه کشتن اون تلاش میکنم خودم هم مجبور به مردن نشم باز هم اپ دیت میشه اگه نشد معذرت میخام که بی خبر از این دنیای رنگی فرار کردم عیدتون مبارک خداحافظ همه شما مهربون ها 
نوشته شده در سه شنبه 22 اسفند1385ساعت
1:29 توسط sr| |

