تبليغاتX
نغمه های دلتنگی - تولدم مبارک ........
نغمه های دلتنگی

از آن پرنده خسته..هنوز خسته ترم من..خدا کند تو بیایی..خدا کند تو بخوانی..نغمه ای از نغمه های دلتنگی

امروز روز تولد من بود روزی که برای اولین بار چشمهامو تو این دنیا وا کردم

۲۵ آذر ماه سال ۱۳۶۰ ساعت ۵/۷ صبح وقتی که هنوز ۲۵ آذر روز مادر بود یه دختر کوچولوی ۵/۲ کیلوئی با ۴۵ سانت قد به دنیا اومد

روزی که به دنیا اومدم حرف زدن بلد نبودم (مثل همه بچه های کوچولو) ولی با تنها کاری که بلد بودم یعنی گریه شروع کردم به داد زدن که آهای من اومدم ....من اومدم .....

میخواستم بگم میدونم تو این دنیا قراره روزهای خوب و بد داشته باشم ...

میدونم قراره گاهی از ناراحتی زار زار گریه کنم گاهی از خوشحالی از ته دل بخندم

میدونم قراره واسه خودم هدف هایی داشته باشم و واسه رسیدن به اونها تلاش کنم و بجنگم میدونم قراره گاهی شکست بخورم و گاهی پیروز باشم

میدونم ..............

ولی با این حال با همه این سختی ها مشکلات اینم خوب میدونم از اینکه اومدم کنارتون از اینکه شدم دختر کوچولوی شما خیلی خوشحالین میدونم که حاضرین هر وقت داشتم زمین میخوردم نگهم دارین یا اگه دیر رسیدین و زمین خورده بودم کمکم کنین تا دوباره پاشم میدونم انقدر دوستم دارین که همیشه عشقتون برام بزرگترین قوت و حامی میشه میدونم.........

میخواستم بگم منم خیلی دوستتون دارم و اومدم تا با کمک خدا و شما فرشته های مهربون زندگیم نقش سرنوشتم رو تو دنیا بازی کنم

اومدم زندگی کنم اومدم تلاش کنم برای همیشه بهتر بودن برای اینکه همیشه بتونید بهم افتخار کنید اومدم برای خوبی ها برای اینکه بتونم یه رد پا از خوبی تو این صحنه جا بگذارم

اومدم عاشق بشم زندگی کنم برای خوبی ها بجنگم مهربونی ها رو کمک کنم تا روزی که نقشم رو این کره خاکی تموم بشه و کوچ کنم به جایی که باید برم

امروز بیست و پنجمین سال زندگیم شروع شد بیست و پنجمین سالی که باید از فرشته های زندگیم پدر و مادرم تشکر منم و بگم دوستشون دارم

از هفتمین سال زندگیم خدا یه فرشته مهربون دیگه هم کنارمون فرستاد فرشته ای که انقدر خوبه که همه خوبی های دنیا پیشش کم میارن برادر مهربونم به اندازه همه ذرات دنیا دوستت دارم 

فقط یه آرزو دارم روزی که به این دنیا اومدم گریون بودم و با زبون گریه هزار هزار حرف میگفتم  ولی همه با لبخند نگام میکردن

میخوام روزی که میرم انقدر خوب زندگی کرده باشم که همه با گریه هاشون از رد پای خوبی هام بگن و من با لبخند نگاشون کنم

تا یادم نرفته از همه نظرات خوبتون ممنونم از این هفته میخوام هر هفته با یه شعر یا مطالب خوب و جالب آپدیت کنم خوشحال میشم مثل همیشه کنارم باشین

در ضمن باز هم تولد من یادش رفت ........

 

نوشته شده در شنبه 25 آذر1385ساعت 23:41 توسط sr| |