از آن پرنده خسته..هنوز خسته ترم من..خدا کند تو بیایی..خدا کند تو بخوانی..نغمه ای از نغمه های دلتنگی
It doesn't interest me what you do for a living.
I want to know what you ache for,and if you dare to dream of meeting your heart's longing.
It doesn't interest me how old you are.I want to know if you will risk looking like a fool for love,for your dream,for the adventure of being alive.
It doesn't interest me what planets are going around the moon.I want to know if you have touched the centre of your own sorrow,if you have been opened by life's betrayals or have become smaller and closed from fear or further pain. I want to know if you can sit with pain,mine or your own,without moving to hide it or fade it or fix it
I want to know if you can be with joy,mine or your own,if you can dance with wildness and let the ecstasy fill you to the tips of your fingers and toes without warning us to be careful,to be realistic,to remember the limitations of being human...
I want to know if you can see beauty,even when it's not pretty,every day,and if you can find your own life from its presence...
It doesn't interest me who you know or how you came to be here. I want to know if you will stand in the centre of the fire with me and not go back.
It doesn't interest me where or what or with whom you have studied. I want to know what sustains you,from the inside, when all else falls away.
I want to know if you can be alone with yourself and if you truly like the company you keep in the empty moments هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي هرگز نگو دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نکن وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت به ديگري فکر ميکني قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست نده, عشق همیشه سراغت نمیاد اگرعاشق كسي باشي حتي اگر سال ها هم نبينيش فراموشش نميكني ولي اگر فرا موشش كردي تو عاشقش نبودي فقط بهش عادت كرده بودي چون عشق چيزي نيست كه يك شبه بيايد ويك شبه برود و فراموش شود به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد قرار بود تو این پست براتون یکی ازشعرهامو بنویسم ولی وقتی این مطلب رو دیدم دلم نیومد ننویسمش شاید خیلی هاتون اینو قبلا دیده باشید ولی باز برا اونهائی که ندیدن این پست نتایج تحقیقات گروهی متختصصه که از بچه های خردسال پرسیدن عشق یعنی چی؟ جوابها واقعا جالبه امیدوارم خوشتون بیاد : ریکا ۸ ساله: مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمیتونه خم بشه و ناخن های پاش رو لاک بزنه پدربزرگم همیشه این کارو براش میکنه حتی الان که دستهاش آرتروز گرفته این یعنی عشق کارل ۵ ساله: عشق وقتیه که دختر عطر میزنه و پسر اودکلون و با هم میرن بیرون تا همدیگه رو بو کنن دنی ۷ ساله :عشق یعنی وقتی مامانم برا بابام قهوه درست میکنه ولی قبل از اینکه به بابابم بده خودش اون میچشه نوئل ۷ ساله :عشق یعنی وقتی به یه پسر میگی از تی شرتش خوشت اومده و اون هر روز اون تی شرت رو میپوشه تامی ۶ ساله:عشق مثل یه پیرمرد و پیرزن کوچولو میمونه که هنوز همدیگه رو دوست دارن حتی بعد از اینکه همدیگه رو خوب شناختن آیلین ۵ ساله :عشق موقعیکه مامان بهترین تکه مرغ رو میده به بابا مری آن ۴ ساله :عشق موقهیکه که سگت میپره بغلت و صورتتو لیس میزنه حتی اگه همه روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی جالب بود نه ؟ حالا سوال من از شما تا حالا عشق رو برای خودتون معنی کردید؟ خدا کنه مثل اون آدم بزرگهای کتاب شازده کوچولو اگزوپری نشده باشیم که نمیتونستن ماری که فیل رو قورت داده بود تشخیص بدن !!!! معنی عشق برای من توئی توئی که موقع رفتنم نگاهم نمیکنی تا اشکهامو ببینی نمیدونی نبودنت برام مثل آخر دنیاست نمیدونی منتظرت بودن برام چقدر سخته نمیدونی هنوزم گاهی با یادت چشمهام بارونی میشه شاید بگی تو که خودت رفتی چرا باید ناراحت باشی ؟ نمیدونم کتاب زهیر پائلو کوئیلو رو خوندین یا نه؟ تو پست های بعدی خلاصه اش رو براتون میذارم من رفتم درست مثل استر تو زهیر تا تو معنی عشق رو پیدا کنی و با عشق سراغم برگردی منتظرتم ...... تو که احساسی نداری چرا با من عهد بستی ؟ به خدا که بيوفائی اخه تو پيمون شکستی من که باز دارم هنوزم توی خاطرات ميسوزم ياد روزای گذشته سياه کرده شب و روزم دوست دارم يادت تو سينه واسه هميشه بميره تو شکست سخت عشقت دلم عبرتی بگيره تا بفهمه توی دنيا خيلی از عشقها فريبه (يکی از آهنگ های دنی) از همتون ممنونم که تنهام نميذارين بهم سر ميزنين و برام نظرهای قشنگتون رو مينويسين ![]()
.
ای پادشه خوبان داد از غم تنهائی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآئی
مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پاياب شکيبائی
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
وی ياد توام مونس در گوشه تنهائی
در دايره قسمت ما نقطه تسليميم
لطف آنچه تو انديشی حکم آنچه تو فرمائی
منتظر نظراتتونم تنهام نگذارين

ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم ساليست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حاليست
ميچکد شير هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شيوه گری هر مژه اش قتالسيت
ايکه انگشت نمائی به کرم در همه شهر
وه که در کار غريبان عجبت اهماليست
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نيت خير مگردان که مبارک فاليست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون ناليست
حالا شما بگين اين که حافظ گفت يعنی چه؟ يعنی من چه کنم؟
چی بگم هر چی بگم فايده نداره غم عالم توی قلبم جا گرفته
بين ما هر چی بوده تموم شده عشق اين دوره چه بی دووم شده
کسی که زندگيشو باخته تو نيستی اونکه با رنگ و ريا ساخته تو نيستی
اون منم تنها ترين تنهای دنيا اونکه خوب و بد و نشناخته تو نيستی
گوگوش
شايد حتی باور نداری که واسم مهمی آخه دوستت دارم هم با طعنه و خنده بهت می گفتم
شايد فکر ميکنی دارم فيلم بازی ميکنم آخه اونکه عاشقه بايد ناراحت باشه و بهش بد بگذره وقتی عشقش نيست ولی من به قول تو نيستی خيلی بهم خوش ميگذره که دارم ميگردم و ميگم ميخندم!!!!!!!
نمی دونم چطور ميتونه تحمل کنه ميدونم که ديوونم اگه ديوونه نبودم فکر نميکردم شايد دارم چرت و پرت ميگم بازم نميدونم از همه فرار می کنم دوباره شدم همونی که از عشق چيزی نميفهميد ميدونين خسته شدن يعنی چی يعنی اينکه انقدر منتظر بشی که ديگه معنی انتظار هم يادت بره اين که ديگه نا نداشته باشی حتی بهش فکر کنی اينکه هر دری بزنی آخرش ببينی همون جای اولی اشتباه نکنين اگه بهم ميگفت دوستت ندارم پاکش ميکردم هر چقدر هم که سخت باشه ولی عذابم ميده بهم ميگه دوستت دارم نيستی دلم واست تنگ ميشه ولی خودش کم پيدا ميشه ميگم فقط ازت توجه ميخوام ميگه چشم ولی انگار بخوای يکی رو مسخره کنی باز غيب ميشه به خدا نمی فهمم
اين تيکه رو واسه اون مينويسم با اينکه ميدونم نمی خونه چون اصلا نميدونه من وبلاگ دارم
يادته ماه من بودی منم ستاره تو
يادته قرار بود تا ماه به ستاره شب بخير نگفته ستاره نخوابه !!
يادته عزيز دلت بودم يادته يکی يدونت بودم؟
يادته ميگفتی بی تو دلم ميگيره
يادته گفتی تنهات نذارم اهت ميگيره!!
ببين کی بود که تنها گذاشت اون يکی رو
ببين مثل ماه شدی که فقط يه شب تو ماه کامله
ديدی ستاره شدم هر شب بودم تو اسمونت
گفتم بهت خسته شدم ديگه ميخوام ماه باشم
گفتی بيا بالا جای من مال تو
باشه من ماه شدم ولی تو ديگه ماه هم نبودی
يادته اهنگ ايمان مال من بود تو ميخونديش واسم
ميگفتی ميميرم برات نخواستم بميری تو زنده ات اين بود اگه بميری چی ميشی
ميگفتی من ميشکنم دلت رو چی شد دل کی شکست؟
نکنه دست پيش و گرفتی تا پس نيفتی يه وقت !!
خسته شدم از همه چی از همه کس از اين روزگار لعنتی
نميدونم چرا !؟
ياد اون گذشته ها که می افتم دلم تير ميکشه ميدونم اينم ميگذره انقدر دوستت داشتم که خيال ميکردم نباشی اخر دنياست ولی نيستی و همه چی سر جاشه باز من همون ام باز به موقع صبح ميشه بهم نميزنی شب بخير نازم! شب بخير ستاره کوچولوی من! شب بخير عزيز دلم!!! حتی نميگی آهای شب بخير ! ديگه نمیپرسی بدون شب بخير خوابيدی؟ ولی من بازم خوابم ميبره فقط گاهی ميپرسم
از خودم اونی که ميگفت هميشه به يادمه اونی که حتی الان که پيداش نميشه حالم هم نميپرسه!!!چرا گلايه ميکنه که بی وفا شدی ديگه حال منم نمی پرسی !اون که ميدونه دوستش دارم چرا عذابم ميده چطوری بدون شب بخير من ميخوابه همونی که نصفه شب بهم ميزد فقط خواستم بدونی به يادت بودم .اصلا دوستم نداره؟ خوب چرا واسه هميشه نميره چرا تا ميام فراموشش کنم باز دوباره پيداش ميشه؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت
20:8 توسط sr| |
سلام بچه ها من بالاخره برگشتم خیلی خیلی دلم واستون تنگ شده انقدر که باورتون نمیشه از این به بعد دیگه قول میدم که مرتب اپ دیت کنم میدونم خیلی هاتون باهام قهرین و دیگه سراغم نمیاین حق هم دارین همش تقصیر خودمه فعلا این مطلب قشنگ رو داشته باشین تا تو اپ دیت های بعد کلی خاطره و شعرهای دوست داشتنی واستون بنویسم راستی حتما تو نظراتتون بگین که قالب جدید وبلاگم خوبه یا قبلی بهتر بود منتظر نظراتتون هستم البته از همه کسانی که تو این مدت اومدن و نظر دادن و من نبودم هم تشکر میکنم هم یه عالمه معذرت میخوام امیدوارم منو ببخشین
نوشته شده در سه شنبه 30 آبان1385ساعت
0:14 توسط sr| |
من حافظ رو خيلی دوست دارم هر وقت دلم ميگيره ميرم سراغ حافظ امروز يکی از شعرهای حافظ رو براتون مينويسم که يه بار واسم خوندش همون تکه هايی رو که واسم خوند مينويسم به خاطر اينه که شعر ناقصه
نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت
23:39 توسط sr| |
نوشته شده در شنبه 31 تیر1385ساعت
10:34 توسط sr| |
نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت
11:52 توسط sr| |
امروز فال گرفتم از حافظ که نظرش چيه اين اومد
نوشته شده در شنبه 17 دی1384ساعت
23:40 توسط sr| |
دلم اندازه اين ابرها گرفته عشق تو خنده از اين لبها گرفته
نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1384ساعت
23:38 توسط sr| |
امروز باز دل من گرفته خيلی بده تنها باشی بخوای دردودل کنی ولی اونی که بايد بدونه درددلت رو هيچ وقت ندونه و نخونه اينکه تصميم بگيری حتی بهش فکر نکنی اينکه به خودت قول بدی ديگه يادش نمی افتی و بعد......حتی پيش خودت هم سرافکنده بشی هميشه سعی کردم نپرسم خدايا چرا چون به قول مامانم هميشه خدا يه حکمتی داره ولی اين بار می پرسم چون يه بار يه جا خوندم خدا گاهی منتظره تا صداش کنيم تا بگيم که ديگه نمی تونيم تا بگيم تورو خدا بسه ديگه تا کمکمون کنه خوب منم حالا می گم ميگم خدا جونم آخه چرا نشونش دادی بهم خوب ديدم برام مهم نبود چرا مهمش کردی اخه خدا جونم خسته شدم ديگه حتی نمی تونم کارهاشو معنی کنم حتی نمی دونم منم واسش مهمم يا نه اينو ميدونم اگه دوستم داشت راضی نمی شد عذاب بکشم شايد هم نمی دونه دارم عذاب می کشم شايد وقتی ميبينه هنوز شادم يا بهتر بگم ماسک شادی زدم رو صورتم ميگه دروغ ميگه!!
نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1384ساعت
14:13 توسط sr| |

