نغمه های دلتنگی
از آن پرنده خسته..هنوز خسته ترم من..خدا کند تو بیایی..خدا کند تو بخوانی..نغمه ای از نغمه های دلتنگی
عشق تو در سینه ام اما لبم گوید برو اشک خون در دیده ام اما همی گویم برو ای عزیز قلب من ای مایه آرام من مال من هرگز نشد آن قلب تو دیگر برو روزگاری بهترین عشق جهان از آن من بود عشق من پامال شد زیر دروغت خوب من دیگر برو اشک چشم از دوریت سیلاب شد ناله ام فریاد شد ای بی خبر دیگر برو نیست نایی در دو پایم تا بپوید راه تو مانده ام در راه ای آرام جان دیگر برو قلب من بیمار شد افتاد در بستر ولی قلب تو ناید به دیدارش نیک میدانم برو....... ۱/۹/۸۶
نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387ساعت
15:40 توسط sr| |

